سید نورخدا در عملیات مرصاد

سقای عملیات مرصاد

هفده سالش تمام نشده بود که در عملیات مرصاد شرکت کرد. برایمان از عملیات این‌گونه تعریف می‌کرد که چون هنوز آموزش نظامی ندیده بود، مسئولیت آوردن آب را به او داده بودند. به او گفتند تو جدّت سقا بوده، پس برو و با قاطر برایمان آب بیاور.

دو بار برای بردن آب می‌رود و برمی‌گردد. سری سوم، چون مسیر طولانی بود، خسته شد. از فرمانده‌اش خواست تا نفر دیگری را به جایش بفرستد تا او کمی استراحت کند و برای سری بعد مجددا خودش برود. هنور دویست متری از دور شدن دو رزمنده‌ای که به جای سید نورخدا رفته بودند نگذشت که تیر خوردند و شهید شدند. نمی‌دانستیم که خداوند سید نورخدا را برای چه روزی ذخیره کرده است!


| راوی: همسر شهید؛ کبری حافظی

پیام بگذارید