Tag Archives: نور خدا

دیدار مسلمانان کلمبیا و بورکینافاسو با سید نورخدا

کربلای کوچک ایران

میهمان‌هایی که از کشورهای مختلف داشتیم، افرادی بودند که یا از ملیت آن کشورها بودند و یا ایرانیان مقیم آن. قبل از اربعین، مهمانی داشتیم از آلمان. قبل از شرکت در پیاده‌روی، به خرمآباد برای دیدار پدرم آمد. آقای میرزاوند اعتقاد داشت قبل از پیاده‌روی کربلا باید به کربلای کوچک ایران که از نظر او […]

همرزمان شهید سید نورخدا

رفیق دیرینه

مدتی بعد از مجروحیت آقاسید فرصت شد تا به دیدنش بروم. همگی می‌گفتند آقاسید یک زندگی نباتی دارد و نمی‌بیند و متوجه چیزی نمی‌شود. رفتم کنار تختش و به او گفتم: «آقاسید من را می‌شناسی؟ رضایی‌ام؛ چند سال پیش با هم بودیم، توی درگیری؛ یادت میاد؟» آقاسید فقط داشت نگاهم می‌کرد. خانم حافظی و آقاسید […]

پرستاری خانم حافظی از همسرش سید نورخدا

دومین معجزه

دهانش خشک بود. پنج ماهی بود که به زبانش آب نخورده بود. پنبه خیس می‌کردم و روی لبان خشک آقاسید می‌گذاشتم. خیلی مراقب بودم. اگر قطره‌ای داخل گلویش می‌رفت احتمال داشت خفه شود. شرایط خیلی سختی بود؛ اما بعد از یک سال و نیم اراده کردم و توی دهان آقاسید آب ریختم. توانست آب را […]

لحظه مجروحیت سید نورخدا

آرام آسمانی

حضور سید نورخدا در کنارم باعث شده بود تا در آن لحظه حساس که تیر از هر طرف به سمت‌مان شلیک می‌شد مقاومت کنم. در میان انبوه تیراندازی‌ها بود که گلوله‌ای به کتف راستم خورد و خون از آن جاری شد. همین که خواستم به سید بگویم مجروح شده‌ام، با بدن غرق به خون سید […]

سید نورخدا در عملیات مرصاد

سقای عملیات مرصاد

هفده سالش تمام نشده بود که در عملیات مرصاد شرکت کرد. هنور دویست متری از دور شدن دو رزمنده‌ای که به جای سید نورخدا رفته بودند نگذشت که تیر خوردند و شهید شدند. نمی‌دانستیم که خداوند سید نورخدا را برای چه روزی ذخیره کرده است!